خرید بک لینک
من چهره ام گرفتهمن قایقم نشسته به خشکیباقایقم نشسته به خشکیفریاد می زنم:�وا مانده در عذابم انداخته استدر راه پر مخافت این ساحل خرابو فاصله است آبامدادی ای رفیقان با من.�گل کرده است پوز خندشان امابر م

برچسب: نویسنده: آرتمیس اسدی‌پور تاريخ: سه شنبه 16 مهر 1398 ساعت: 19:27

خداحافظ ای جوانی من، شادمانی من، یار نیمهراهمخداحافظ ای که سایه صفت، همچنان ز پیات میدود نگاهمز دل دیگر سرخوشی مجو، زان که هستیام با تو میرودتهی از می مانده این سبو، شور و مستیام با تو می

برچسب: نویسنده: آرتمیس اسدی‌پور تاريخ: سه شنبه 16 مهر 1398 ساعت: 19:27

ابری نیستبادی نیستمی نشینم لب حوضگردش ماهی ها روشنی من گل آبپاکی خوشه زیستمادرمریحان می چیندنان و ریحان و پنیر آسمانی بی ابر اطلسی هایی تررستگاری نزدیک لای گلهای حیاطنور در کاسه مس چه نوازش ها می ریزد

برچسب: نویسنده: آرتمیس اسدی‌پور تاريخ: سه شنبه 16 مهر 1398 ساعت: 19:27

از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی تو بمان با دگران وای به حال دگران رفته چون مه به محاقم که نشانم ندهند هر چه آفاق بجویند کران تا ب

برچسب: نویسنده: آرتمیس اسدی‌پور تاريخ: سه شنبه 16 مهر 1398 ساعت: 19:27

روز مرگم، هر که شیون کند از دور و برم دور کنیدهمه را مســــت و خراب از مــــی انــــگور کنیـــــدمزد غـسـال مرا سیــــر شــــرابــــــش بدهیدمست مست از همه جا حـــال خرابش بدهیدبر مزارم مــگــذاریــد

برچسب: نویسنده: آرتمیس اسدی‌پور تاريخ: سه شنبه 16 مهر 1398 ساعت: 19:27

تو را می خواهم و دانم که هرگز به کام دل در آغوشت نگیرمتویی آن آسمان صاف و روشنمن این کنج قفس مرغی اسیرمز پشت میله های سرد تیرهنگاه حسرتم حیران به رویتدر این فکرم که دستی پیش آیدو من ناگه گشایم پر به

برچسب: نویسنده: آرتمیس اسدی‌پور تاريخ: سه شنبه 16 مهر 1398 ساعت: 19:27

ای صبا با توچه گفتند که خاموش شدیچه شرابی به تو دادند که مدهوش شدیتو که آتشکدهی عشق و محبت بودیچه بلا رفت که خاکستر خاموش شدیبه چه دستی زدی آن ساز شبانگاهی راکه خود از رقت آن بیخود و بیهوش شدیتو ب

برچسب: نویسنده: آرتمیس اسدی‌پور تاريخ: سه شنبه 16 مهر 1398 ساعت: 19:27

گفت دانایی که: گرگی خیره سرهست پنهان در نهاد هر بشر!لاجرم جاری ست پیکاری سترگروز و شب، ما بین این انسان و گرگزور بازو چاره این گرگ نیستصاحب اندیشه داند چاره چیستای بسا انسان رنجور پریشسخت پیچیده گلوی

برچسب: نویسنده: آرتمیس اسدی‌پور تاريخ: سه شنبه 16 مهر 1398 ساعت: 19:27

نه تنها در دل من جای داری که در عمق وجودم ریشه داری یکی عشقی که ناب بی ریایی که در مهرو وفا افسانه داری لب نوشت بسان خنده گل که در هر خنده ات صد غمزه داری ولی در برق ان چشم سیاهت خدا دان

برچسب: نویسنده: آرتمیس اسدی‌پور تاريخ: سه شنبه 16 مهر 1398 ساعت: 19:27

صفحه بندی